محمد مهدى ملايرى

278

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

ولى روش هرمز پسر انوشروان چيز ديگر بود . مورّخانى كه او را به دادگرى و رفع ظلم از مردم ستوده‌اند ، كشتارهاى او را از بزرگان ، كه دربارهء آن سخن رفت ، از اين مقوله پنداشته‌اند . ابن بلخى او را چنين وصف كرده : « در علم و عدل و هنرمندى به پدر اقتدا مىنمود و رعايا را نيكو داشتى ، امّا بزرگان را و مردم اصيل را نتوانستى ديد ، و پيوسته بزرگان را مىكشتى و مردم فرومايه را برمىكشيدى ، چنان كه در مدّت پادشاهى سيزده هزار كس از بزرگان كشته بود « 1 » پس همگان از وى بترسيدند ، و دشمنان او را از اطراف جهان برمىآغاليدند تا از همه جوانب خروج كردند » . اين كار خسروپرويز هم كه آن را بر او خرده گرفته‌اند به گفتهء خودش از همين قبيل بوده ، او در پاسخ اين اتّهام گفته است كه : « ما شما فرزندان را از معاشرت با مردم بازداشتيم ، زيرا از آسيبى كه به ملك و ملّت مىرسانديد ، بيم داشتيم . ولى هيچ‌چيز از آنچه براى يك زندگى شايسته بدان نياز داشتيد از شما دريغ نداشتيم . » « 2 » يكى ديگر از اين‌گونه مسائل كه زاييدهء دوران خسروپرويز نبوده بلكه از مسائل ديرينهء ايران و ظاهرا يكى از مشكلات اجتماعى مردم اين سرزمين به‌شمار مىرفته ، گردآوردن زنان بسيار در حرمسراها و آن را يكى از نشانيهاى بزرگى و تجمّل پنداشتن بوده است . اين امر پيش از خسروپرويز هم در ايران سابقه داشت و منحصر به شاهان هم نبوده ، بلكه مانند جمع مال و منال از نشانيهاى بزرگى و تشخّص به‌شمار مىرفته است . و به‌همين‌سبب هم بوده كه در آيين مزدك كه آن را برخى از محقّقان حركتى اصلاحى در نابسامانيهاى اجتماعى ايران دانسته‌اند تعديل در ثروت با تعديل در زن قرين بوده ، زيرا نامتعادل بودن هريك از آنها عاملى در نامتعادل ساختن اجتماع به‌شمار مىرفته است . مسائل ديگرى هم كه در اين نامه آمده هرچند از دوران خسروپرويز و از

--> - سيرة انوشروان » در كتاب « الترجمة و النقل عن الفارسية فى القرون الاسلامية الاولى » ، ص 1 - 86 - 2 - دو مقالهء فارسى با همين عنوان عربى « كتاب التاج فى سيرة انوشروان » در سال سوّم مجلّهء الدراسات الادبية ، بيروت 1962 ميلادى . ( 1 ) - ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 113 . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 1052 .